گفتگو با خدا

 

 

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی


گفتی: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه


.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود) ::.

 

گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار می‌تونم بكنم؟


گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده


.:: مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه) ::.

 

گفتم: دیگه روی توبه ندارم


گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب


.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر) ::.

 

گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟


گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا


.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر) ::.

 

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟


گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله


.:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران) ::.

 

محمد / انديشه

 

مجنون

 

 

یک شبی مجنون نمازش راشکست


بی وضو در کوچه لیلا نشست


عشق آن شب مست مستش کرده بود


فارغ از جام الستش کرده بود


سجده ای زد برلب درگاه او


پر زلیلا شد دل پر آه او


گفت یارب از چه خوارم کرده ای


بر صلیب عشق دارم کرده ای


جام لیلا را به دستم داده ای


وندر این بازی شکستم داده ای


نشتر عشقش به جانم می زنی


دردم از لیلاست آنم می زنی


خسته ام زین عشق، دل خونم مکن


من که مجنونم تو مجنونم مکن


مرد این بازیچه دیگر نیستم


این تو و لیلای تو ... من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایت منم


در رگ پیدا و پنهانت منم

 

سال ها با جور لیلا ساختی


من کنارت بودم و نشناختی


عشق لیلا در دلت انداختم


صد قمار عشق یک جا باختم


کردمت آوارهء صحرا نشد


گفتم عاقل می شوی اما نشد


سوختم در حسرت یک یاربت


غیر لیلا برنیامد از لبت


روز و شب او را صدا کردی ولی


دیدم امشب با منی گفتم بلی


مطمئن بودم به من سر میزنی


در حریم خانه ام در میزنی


حال این لیلا که خوارت کرده بود


درس عشقش بی قرارت کرده بود


مرد راهش باش تا شاهت کنم


صد چو لیلا کشته در راهت کنم.

 

 

 

ماست مالي

 

 

قضيه ماستمالي كردن از حوادثي است كه در عصر رضا شاه پهلوي اتفاق افتاد.

 شادروان محمد مسعود اين حادثه را در يكي از شماره هاي روزنامه مرد امروز به اين

صورت نقل كرده است:

هنگام عروسي محمدرضا پهلوي و ملكه فوزيه،چون مقرر بود ميهمانان مصري و همراهان

عروس بوسيله راه آهن جنوب وارد تهران شوند،

از طرف دربار و شهرباني دستور اكيد صادر شده بود كه ديوارهاي تمام دهات طول راه و

خانه هاي دهقاني مجاور خط آهن را سفيد كنند.

در يكي از دهات چون گچ در دسترس نبود،بخشدار دستور مي دهد كه با كشك و ماست كه در

 آن ده فراوان بود ديوارها را موقتاً سفيد نمايند،و به اين منظور متجاوز يك هزار و دويست

ريال از كدخداي ده گرفتند و با خريد مقدار زيادي ماست،كليه ديوارها را ماستمالي

كردند.بطوري كه ملاحظه شد قدمت ريشه تاريخي اين اصطلاح و مثل سائر از هفتاد سال

نمي گذرد،زيرا عروسي مزبور در سال ۱۳۱۷ شمسي برگزار گرديد و مدتها موضوع اصلي

 شوخي هاي محافل و مجالس بود و در عصر حاضر نيز در موارد لازم و مقتضي بازار

رايجي بود.آري ماستمالي كردن،يعني قضيه را به صورت ظاهر خاتمه دادن،از آن موقع ورد

زبان گرديد و در موارد لازم و بالمناسبه مورد استفاده و استناد قرار ميگيرد.

 

 

 

ولادت با سعادت هشتمين اختر تابناك  امامت و ولايت مباركباد

 

زندگاني امام رضا(ع)

نام : علی

لقب : رضا، صابر، زكي، ولي، فاضل، وفي، صديق، رضي، . . .

کنیه : ابوالحسن

نام پدر : موسی

نام مادر : نجمه تکتم

تاریخ ولادت : 11 ذی القعده سال 148 هجری

محل ولادت : مدینه منوره

مدت امامت : 20 سال

مدت عمر : 55 سال

تاریخ شهادت : آخر ماه صفر سال 203 هجری

علت شهادت : انگور زهر آلود

نام قاتل : مأمون ملعون

محل دفن : خراسان

تعداد فرزندان : 1 پسر و1 دختر

 

 

مشهورترين لقب

مشهورترين لقب آن حضرت «رضا» است و در سبب اين لقب گفته اند: «او از آن روي رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودي پيامبران خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده : از آن روي كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سر انجام، گفته شده است: از آن روي او رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.»

 

 

زندگى و شخصيت امامان شيعه، دو جنبه ارزشى متمايز و با اين  حال مرتبط با هم دارد:

اول : شخصيت عملى و علمى و اخلاقى و اجتماعى آنان كه در طول زندگى ايشان، در منظر همگان شكل گرفته است و فهم و ادراك آن نياز به پيش زمينه‏  هاى اعتقادى و مذهبى خاص ندارد، بلكه هر بيننده فهيم و داراى شعور و انصاف مى‏تواند، ارزش ها و امتيازهاى آنان را دريابد و بشناسد.

دوم : شخصيت معنوى و الهى آنان كه ريشه در عنايت ويژه خداوند نسبت به ايشان دارد.  شناخت اين بعد از شخصيت اهل بيت نياز به معرفت هاى پيشين  دارد؛ يعنى نخست بايد به رسالت پيامبر(ص) ايمان داشت و براساس رهنمودهاى آن حضرت، ولايت عترت را پذيرفت و براى شناخت جايگاه عترت به  روايات و راويان معتبر اعتماد كرد و كوتاه سخن اين كه بينش هاى مذهبى مختلف، مى‏تواند مانع شناخت اين بعد از شخصيت اهل‏ بيت عليهم السلام باشد.

 

 

قبله هشتم

  

 

 

من آمدم و قبر تو را دیدم و رفتم 

از روی ادب خاک تو بوسیدم و رفتم

 

تا در دم مرگم تو به دیدار من ایی

من آمدم و قبر تو را دیدم و رفتم

ای عقده گشا تا زدلم عقده گشایی

 من حلقه به دربار تو کوبیدم و رفتم

من غرق گناه آمده بودم به حضورت

مشمول عطایای تو گردیدم و رفتم

تا روز جزا در صف زوار تو باشم

رخسار به درگاه تو ساییدم و رفتم

 

با یاد طواف حرم ، ای قبله هشتم

گرد حرم قدس تو گردیدم و رفتم

چون دست به دامان وصال تو فکندم

دامان دگر از غیر تو برچیدم و رفتم

 

دیدم که غریبی ز وطن ای شه معصوم

در غربت تو اشک فشانیدم و رفتم

 

در سلک گدایان درت ای شه خوبان

من خاک تو بوییدم و بوسیدم و رفتم

 

 

گفتگوي كودكانه با خدا

 

خداي عزيز!
به جاي اينکه بگذاري مردم بميرند و مجبور باشي آدماي جديد بيافريني،

چرا کساني را که هستند، حفظ نمي‌کني؟


 
خداي عزيز!
شايد هابيل و قابيل اگر هر کدام يک اتاق جداگانه داشتند همديگر را نمي‌کشتند،

 در مورد من و برادرم که مؤثر بوده.


 
خداي عزيز!
شرط مي‌بندم خيلي برايت سخت است که همه آدم‌هاي روي زمين رو دوست داشته باشي.

فقط چهار نفرعضو خانواده من هستند


 
خداي عزيز!
اين حقيقت داره اگر بابام از همان حرف‌هاي زشتي را که توي بازي بولينگ مي‌زند،

 تو خانه هم استفاده کند،به بهشت نمي‌رود؟


 
خداي عزيز!
آيا تو وافعاً مي‌خواستي زرافه اينطوري باشه يا اينکه اين يک اتفاق بود؟


 
خداي عزيز!
من به عروسي رفتم و آن‌ها توي کليسا همديگر را بوسيدند. اين از نظر تو اشکالي نداره؟


 
خداي عزيز!
آيا تو واقعاً منظورت اين بوده که « نسبت به ديگران همانطور رفتار کن که آنها نسبت به تو رفتار مي‌کنند؟ »

 اگر اين طور باشد، من بايد حساب برادرم را برسم.


 
خداي عزيز!
بخاطر برادر کوچولويم از تو متشکرم، اما چيزي که من به خاطرش دعا کرده بودم، يک ماشين كوكي بود.


 
خداي عزيز!
وقتي تمام تعطيلات باران باريد، پدرم خيلي عصباني شد.

 او چيزهايي درباره‌ات گفت که از آدم‌ها انتظار نمي‌رود بگويند.


 به هر حال، اميدوارم به او صدمه‌اي نزني.

 

كريمه اهل بيت

 

 حضرت فاطمه معصومه (س)

 

نام شريف آن بزرگوار

فاطمه و مشهورترين لقب آن حضرت، «معصومه» است.

پدر بزرگوارش امام هفتم شيعيان

حضرت موسى بن جعفر (ع)

 و مادر مكرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است .

آن بانو مادر امام هشتم نيز هست .

لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از يك مادر هستند.

ولادت آن حضرت

در روز اول ذيقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى

در مدينه منوره واقع شده است.

ديرى نپاييد كه در همان سنين كودكى

مواجه با مصيبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد.

 لذا از آن پس تحت مراقبت و تربيت برادر بزرگوارش

حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت.

 

ولادت حضرت معصومه را به همه دوستانم تبريك عرض ميكنم

محمد / انديشه

 

 

872530rp3ykrla4q.gif                                                        872530rp3ykrla4q.gif

 

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم
گفتی: فانی قریب
.:: من كه نزدیكم (بقره) ::.

 

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش می‌شد بهت نزدیك شم
گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف) ::.

 

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور) ::.

 محمد / انديشه

 

سلام

 

سالروز شهادت امام جعفر صادق ( ع )

 

را به تمام دوستان

 

بخصوص به دوستان انديشه اي

 

تسليت عرض ميكنم

 

محمد / انديشه

 

لحظه

 

 

وقتی بدنبال چیزی هستیم و اصرار بر بدست آوردن می کنیم

 

انگار بیشتر از آدم فاصله می گیره و سریعتر از ما حرکت می کنه

 

رسیدن همین جاست یک کمی اگه دقت کنیم

 

رسیدن لحظه ای است که در آن هستیم !